تئاتر کودکان آریایی

طرح احیاء آموزش تئاتر به کودکان و نوجوانان

 
هدف ، تنها راز موفقیت / فقر فرهنگی = کمرنگی تئاتر
نویسنده : نگین مهرانی - ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩۱
 

مقالۀ زیر نوشتۀ هنرجو مطهره بندار کاخکی از اعضای قدیمی گروه شاپرک می باشد . زمانیکه در کلاس چهارم دبستان مشغول به تحصیل بود آموزش تئاتر را با گذراندن کلاسهای قصه گویی و نمایش خلاق آغاز نمود. اکنون سال اول دبیرستان را به پایان می رساند و با وجود مشکلات و فراز و نشیب های فراوانی که برای گروه شاپرک در طی این سالها وجود داشته و دارد بطور پیوسته فعالیت و تلاش خود را در گروه ادامه داده و آموزشهای خود را تکمیل می نماید.

اکنون او یکی از بهترین اعضای گروه شاپرک است و مقاله ای که ارائه نموده شادی فراوانی را برای من بهمراه داشت زیرا برای هر معلمی زیباترین و دلنشین ترین اتفاق آن است که شاگردش هدف درستی را برای زندگی و کار و آیندۀ خود برگزیند و درک درستی از آموزشهایش داشته باشد.

برای او و دیگر هنرجویان که از اهداف خود سخن گفتند از صمیم قلب آرزوی موفقیت می نمایم و اطمینان دارم نوجوانان گروه شاپرک آینده ای درخشان خواهند داشت زیرا آگاهند برای پیشرفت بیشتر و بهتر خود لازم است هدف از تئاتر و آموزشهای مربوط به آنرا بدرستی درک کنند و برای رسیدن به جایگاهی که حقشان می باشد تلاش فراوان داشته باشند و هرگز امید خود را از دست ندهند.

نگین مهرانی

25/3/1391

 مقالۀ زیر را با این توجه مطالعه نمایید که نویسنده خود را در جایگاه گوینده در یک برنامۀ تلویزیونی قرار داده و گفته های خود را خطاب به دوربین بیان می نماید بنابراین نوع گفتار حالت روایی پیدا کرده و نویسنده تلاش می کند با ایجاد فضای صمیمی و دوستانه از اهدافش سخن بگوید.

هدف ، تنها راز موفقیت

زندگی هر انسان در اهدافی که دارد تعریف می شود . در اثر وجود همین اهداف، انگیزه بدست می آید، استعدادها شکوفا می شوند ، در نتیجه موفقیت کسب می گردد؛  با توجه به این نکته که نگرش های متفاوتی در رابطه با موفقیت وجود دارد، اهداف نیز کوچک و بزرگ، دستیافتنی و نیافتنی ، مرتبط به خود یا به منظور خدمت به دیگران خواهند بود . بزرگی یا کوچکی اهداف اند که عمر آدمی را تخمین می زنند و با داشتن هدف و آرزو و برنامه ریزی مناسب برای تحقق آنها، موفقیت حاصل می شود، چرا که بلندترین قله ها بدست انسان فتح شده اند .اما لازم بذکر است که برای هر خواسته ای شایسته نیست وقت و نیروی زیاد بگذاریم.

تا اینجا درباره ی وجود هدف و فواید آن صحبت کردم ... اما سئوال این است که در صورت فقدان هدف در زندگی، چه روی خواهد داد؟...فقط می توانم بگویم که انسانها خود و زندگی خود را در گذر زمان گم می کنند، امیدشان را به آینده از دست می دهند، نسبت به اتفاقهای خوب و بد زندگی بی تفاوت می شوند ، بدین ترتیب عمر خود را هدر داده و در نهایت بصورت ناخودآگاه آینده ی دلخواه خود را فراموش می کنند .

بگذریم....  آنقدر به مقدمه پرداختم که از هدف نوشتن این مقاله دور شدم.  بحث اصلی من درباره ی تئاتر است و هدفم نیز در آن گنجانده شده  .

نخست می خواهم تعریف کوتاه اما جامع و کاملی از تئاتر داشته باشم: " تئاتر مهارت درست زندگی کردن است " .

تئاتر هنر و علمی است که در عین مستقل بودن، نیازمند وجود پایه و ریشه از علوم دیگر است و با توجه به اینکه همیشه با پیشرفت علم جلو می رود، هیچگاه خسته کننده و تکراری نخواهد شد.

حال چرا من هدف زندگی ام را در تئاتر می بینم و می دانم ؟ زیرا من ، خود  را در تئاتر شناختم ؛ با خود مواجه شدم ، عیب هایم را پذیرفتم و تئاتر بعنوان وسیلۀ مناسبی برای برطرف نمودن و حل مشکلات و نواقص ام عمل نمود حتی موجب شد پی به نقاط قوت و قدرت خود برده و از آنها برای برطرف نمودن ضعفها و کاستی هایم بهره بگیرم.

 دنیای تئاتر آنقدر گسترده است که بعد از گذشت شش سال هنوز می توانم چیزهای تازه و نو را در آن تجربه کنم .

 در مراحل مختلف  زندگی ام از کودکی تا نوجوانی و مطمئناً در جوانی آموزش های تئاتر یاریگرم هستند و خواهند بود.

فراگیری هنر و علم تئاتر بقدری جوانب مختلف زندگی ام را پوشش داده و آنرا برای خود مفید و ضروری می دانم که موجب گردیده هدف و توجه ام برای فراگیری آن تنها به یک بعد که افراد زیادی در پی آن هستند یعنی شهرت خلاصه نشود چراکه بیشتر افراد تئاتر را پلکانی برای شهرت می پندارند ، که این کار به منظور برداشتن تنها یک سیب از چندین درخت بزرگ سیب است.

هدف از آموزش تئاتر بالا بردن فرهنگ جامعه می باشد ، با رواج یافتن این نوع آموزش بخصوص به کودکان و نوجوانان، فرهنگ جامعه رشد می یابد، چراکه جامعه از ما تشکیل شده و زمانی پیشرفت خواهد کرد که ما پیشرفت کنیم .

من می خواهم با رواج تئاتر در جهت بالا بردن فرهنگ جامعه خدمت کنم و این هدف بزرگ من در زندگی است .

فقر فرهنگی = کمرنگی تئاتر

مسلماً شما با اصطلاح "فقر فرهنگی" آشنا هستید و می دانید کلمه ی فقر به معنای کمبود است . امروزه این اصطلاح را زیاد می شنویم و کاربرد آن بسیار شایع می باشد. در اینجا می خواهم ارتباطی که این مبحث می تواند با "کمرنگی تئاتر" داشته باشد را بررسی کنم .

اگر به اطراف خود دقت کرده باشید، مطمئناً افرادی را دیده اید که دارای بعضی از خصوصیات اخلاقی ناپسند نظیرغیبت کردن، دروغگویی، تمسخر دیگران و... می باشند اما نکته ی قابل توجه این است که همین افراد، وقتی چنین خصوصیاتی را در دیگران می بینند و چنین رفتارهایی با آنها می شود، آنرا بد و ناپسند برمی شمارند .

از طرفی دیگر، مضامینی که در تئاتر و تلویزیون و سینمای هر کشور به آنها پرداخته می شود بازتابی از خصوصیات اخلاقی بارز آن جامعه بحساب می آید و مشاهده می شود اکثر فیلم و سریال های ایرانی به خصوصیات ذکر شده می پردازند، من هم مانند بسیاری از افراد وجود چنین وضعیتی را برای بخش رسانه ها که بار فرهنگی جامعه را بدوش می کشند، مناسب نمی دانم و اما مطمئناً تغییر در آن غیر ممکن نمی باشد.

براستی، تا بحال اندیشیده اید ریشه ی چنین خلقیات ناپسندی را در چه چیز می توان جستجو کرد و برای برطرف نمودن آن چه کارهایی لازم است صورت گیرد؟

پسندیده است این جستجو را از خودم شروع کنم زیرا در من نیز مانند بسیاری از افراد چنین خصوصیاتی وجود داشت و این درست برمی گردد به قبل از آشنایی ام با مقولۀ تئاتر و آموزشهای مربوط به آن.

زمانیکه با تئاتر آشنا شدم در همان جلسات ابتدایی آموزش، نکتۀ بسیار مفیدی توسط مربی ام در قالب یک قانون در کلاس آموزش داده شد. مربی، با قاطعیت تمام، عنوان نمود:

برای آنکه در کلاس تئاتر بهتر و بیشتر و راحت تر آموزش ببینیم و با اعتماد بیشتری کار ارائه دهیم، رعایت این قانون از طرف تمامی هنرجویان الزامی است اینکه هر کس حواسش فقط و فقط به خودش باشد و به مربی ، هیچ کس اجازه ندارد دیگری را برای آنکه مهارتی را بدرستی انجام نمی دهد و یا در فراگیری آن به هر دلیلی مشکل دارد مورد بازخواست و . . . قرار دهد، هر هنرجو تمام نیرو ، توان ، انرژی ، تمرکز و توجه اش را روی فراگیری و آموزش خود می گذارد و تنها در مواقعی که نیاز است، همدیگر را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم آنهم بسیار منطقی و بدور از قضاوت.

آن زمان بدرستی نمی دانستم داشتن چنین خصوصیاتی  می تواند یکی از راه های موفقیت در زندگی باشد .

اگر بخواهم این قانون را به زبان عامیانه بازگو کنم، می شود " بکار یکدیگر کار نداشتن " چیزی که در جامعه ی امروز وجود کمرنگی یافته.

با فراگیری و رعایت این نکته ی مفید توانستم خود و توانایی هایم را بشناسم همچنین یادگیری خیلی از مباحث  برایم آسانتر شد؛ لازم بذکر است فراگیری این نکته در اثر تجربه در زندگی نیز بدست می آید ولی راه رسیدن به آن از طریق آموزشهای تئاتر راحت تر و تأثیرگذارتر خواهد بود آنهم زمانیکه از سنین کودکی با آن آشنا شویم....

من براین باورم اگر از سنین کودکی با تئاتر و آموزشهای آن آشنا نمی شدم مانند بسیاری از همسن و سالانم، خود را به یکسری اهداف کم ارزش، مانند بازی با رایانه ، خرید کردن، سرگرم کردن خود با تلفن همراه و...محدود می کردم و مقدار کسب موفقیتم نیز به همین نسبت می بود . اما حالا  به لطف آموزش تئاتر معنی واقعی زندگی هدفمند را درک کرده و برای شناخت هرچه بیشتر خود تلاش می کنم زیرا پسندیده است که هر فرد ،خودش را در طول زندگی اش بازسازی کند.

در دنیای امروز بدلیل گسترده بودن علوم مختلف، هر کدام از ما انسانها تلاش می کنیم با کسب حداقل یک علم و بدست آوردن تجربه ی لازم برای ارائه ی آن آنهم به نحو مطلوب، از لحاظ فکری رشد کرده یا به اصطلاح پخته تر شویم و در نهایت به نتیجه ی برابر(نکات اخلاقی و رفتاری) با فردی که علم دیگری را کسب کرده ، برسیم؛ از این رو لازم نیست همه ی افراد در پی کسب یک علم واحد باشند . اما توصیه ی من برای بخش آموزش کودکان و نوجوانان فراگیری هنر و علم تئاتر در کنار سایر علوم می باشد  زیرا دارای ویژگیهای برجسته ای است که آنرا از دیگر علوم متمایز می سازد    برای نمونه می توانم به موارد زیر اشاره داشته باشم:

بسیاری از خصوصیات اخلاقی و رفتاری افراد بزرگسال، ریشه در دوران کودکی و نوجوانی آنها دارد .اگر در این دوران نکات اخلاقی در قالب یک مبحث جذاب برای کودکان و نوجوانان مطرح گردد در آینده شاهد وجود پدران و مادران سالم و خلاق در جامعه خواهیم بود و با توجه به اینکه علم تئاتر از پیوستن چندین علم (علم حرکت، موسیقی، ادبیات، روانشناسی و جامعه شناسی و...) تشکیل یافته آن جذابیت لازم  را برای جذب کودکان و نوجوانان دارا می باشد و از طربق آن بطور غیر مستقیم کودکان و نوجوانان با علوم مختلف آشنا شده و نکات مهم و ضروری زندگی اجتماعی را فرامی گیرند.  

یکی دیگر از آموزشهای مهمی که در تئاتر مطرح می شود و می خواهم به آن اشاره ای داشته باشم این است که در تئاتر همه چیز را باید از ریشه شناخت ، بدیهی است این آموزش تأثیر زیادی بر یادگیری بهتر مطالب درسی دانش آموزان خواهد داشت و اما این اتفاق در صورتی رخ خواهد داد که تئاتر دوباره به آموزش و پرورش بازگردد .

در گذشته به تئاتر بعنوان یکی از شاخه های درسی دانش آموزان پرداخته می شد و در نظام آموزش و پرورش زنگی بنام نمایش وجود داشت، بعلاوه در تمامی کتابخانه های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کلاسهای آموزشی تئاتر با کودکان و نوجوانان، همراه با مربیان متخصص این فن و هنر برای مخاطبان و علاقه مندان ارائه می شد و متأسفانه زمانیکه تئاتر از آموزش و پرورش حذف گردید، اصطلاح فقر فرهنگی را بیشتر می شنویم .

از طرف دیگر می توان عنوان نمود در نظام آموزش و پرورش  درس خواندن برای تمامی دانش آموزان در صورتی لذتبخش است که محور اصلی یاددهی، درست آموزش دادن باشد و این فقط سخن من نمی باشد بلکه حاصل تجربه ی بزرگانی چون استاد جبار باغچه بان است که عقیده داشت: کارها باید مرحله به مرحله و با حوصله پیش روند تا موجب بیزاری دانش آموزان و فرار آنها از کلاس درس نشوند .بنابراین اگر درس خواندن با روش آموزشی که در تئاتر وجود دارد همراه شود بسیار لذتبخش خواهد شد.

بر اثر تجربۀ حضورم در گروه شاپرک شاهد آن بودم که بسیاری از شما پدران و مادران ذهنیت خوبی نسبت به تئاتر و آموزشهای آن ندارید و مطمئناً از بحثی که من مطرح نمودم نیزخرسند نباشید.  شما پدران و مادران آموزش زبان ، کامپیوتر یا یکی از رشته های ورزشی را به آموزش تئاتر، ترجیح دهید ؛ با توضیحاتی که دادم، سعی کردم از نگرانی تان بکاهم اما تا چه حد در این زمینه موفق بودم،  نمی دانم .

بعضی از والدین ، زمانیکه با مقولۀ تئاتر و نمایش مواجه می شوند یا از جانب فرزندان برای آموزش این هنر اصرار می شود، برایشان بسیار ناراحت کننده است و نگران فرزندشان می شوند یا حتی احساساتشان را با خشونت ابراز می کنند؛ اما واقعیت آن است که آنها بدون آنکه از تئاتر اطلاعات درست و کافی داشته باشند، فقط به حرفها و ذهنیت عام مردم تکیه می کنند و در اثر این شناخت ناقص ، یک شانس عالی برای آموزش فرزندشان را از دست می دهند .

من تمام هدف و تلاشم آن است که وظیفه ی خود را در ارتباط با تئاتر و آموزشهای آن و تأثیر مثبتی که می تواند بر زندگی کودکان و نوجوانان داشته باشد ، نسبت به هم سن و سالان خود و هموطنانم انجام دهم و اما نتیجه را به تمام کسانی که می توانند مجری این پیام و خواسته  باشند (مادرها و پدرها وهمچنین ریاست محترم آموزش و پرورش) می سپارم .  

                                                        مطهره بندار کاخکی